احکام ترکه
منظور از ترکه موارد ذیل است که عبارتند از:
1- هر آن چه که قبل از موت مالک می باشد ، عین باشد یا بدهی و یا حق مالی مانند سنگ چینی ، مانند اینکه کسی به قصد احیاء زمینی به دورآن سنگ چیده باشد ، نسبت به دیگران اولویت خواهد داشت.و یا حق خیار در خرید وفروش و یا حق شفعه یا حق قصاص و جنایت .
2-هر آن چه که به واسطه مردن مانند دیه خطا یا عمدی مالک می شود مانند اینکه اولیا از قاتل به جای قصاص دیه می گیرند همه از آن ارث می برند حتی زوج وزوجه.
3- انچه را که پس از مرگ مالک می شود مانند صیدی که در تور ماهیگیری در زمانی زنده بود نصب کرده بود و یا مدیون بوده و طلبکار پس از مرگ او بخشیده و یا شخصی مجانی قرض او را پرداخت نموده است و یا جنایتی پس از مرگ بر او وارد کرده اند .مثلا دست ویا پای او را بریده اند و سپس از او دیه گرفته اند همه اینها از ترکه محسوب می شوند.
حقوق متعلق به ترکه
چند نوع حقوق به ترکه میت تعلق می گیرد که عبارتند از:
آن چه که از ثلث خارج می شود و آنچه که از اصل خارج میشود بر چند قسم است پس اگر مال به آنها وفا کند تماماً نافذ است و مازاد متعلق به ورثه است ولی اگر مال کمتر از تمام آنها بود مهمترین آنها مقدم می شود و بعد اگر چیزی باقی ماند پس از استیفاء سابق که مهمتر بود شروع بلاحق می شود و گرنه بر متقدم اکتفا می شود ودر کیفیت ترتیب حقوق و تعیین مهمترین آن بین مذاهب اختلاف است.
امامیه
تجهیز بر همه چیز مقدم است از قبیل قیمت کفن و غسل ومزد حمل و کندن قبر چه به آنها وصیت بکند یا نکند.
و پس از تجهیز پرداختن دیون متوفی است چه حق الناس باشد یا حق الله (خمس،زکات،کفاره )
امام صادق (ع) می فرماید: اوّل شییء یبدآ به من المال الکفن ثمّ الدّین ثم الوصیه ثمّ المیراث.
در پرداخت دیون اگر حق الله به عین تعلق گیرد مقدم است ، اما اگر بر ذمه بود مانند سایر دیون است.
مذاهب اربعه با امامیه در اینکه تجهیز مقدم بر دیونی است که بر ترکه قبل از فوت تعلق گرفته باشداتفاق نظر دارند.
مذاهب اربعه در تقدم تجهیز بر دیونی که برترکه تعلق دارد اختلاف نظر دارند مانند عین مالی که مالک آنرا قبل از موت رهن گذاشته است.
حنفیه و مالکیه و شافعیه : حقوق متعلق به اعیان ترکه بر تجهیز مقدم است.
حنابله:تجهیز بر تمام حقوق و دیون مقدم بوده اگر چه رهن و دیه جنایت یا غیر آن باشد.
پس در نزد همه مذاهب تجهیز مقدم بر تمام دیونی است که به اعیان تعلق نداشته باشد.
و در نزد حنفیه و شافعیه و مالکیه ،دیون متعلق به ترکه مقدم بر تجهیز است و در نزد حنابله در این صورت تجهیز مقدم است ولی نزد امامیه عدهای موافق آن سه مذهب و عده ای از آنها موافق حنابله می باشند.
ورثه و ترکه میت
همه مذاهب معتقدند که به محض فوت فرد در صورتی که بدهی و وصیت نداشته باشد ، ترکه به ملک ورثه منتقل می شود .هم چنین معتقدند که مازاد بر بدهی و وصیت به ورثه منتقل می شود.
اما در صورتی که ماترک برابر بدهی و وصیت باشد اختلاف نظر وجود دارد؟
حنفیه: آن قسمتی که معادل بدهی داخل ملک ورثه نمی شود، بنابراین اگر بدهی ماترک را فرا گرفت ، ورثه چیزی را مالک نمی شود و اما می توانند بدهی اورا پرداخت نمایند وخودشان را خلاص نمایند.و هرگاه بدهی کمتر از ماترک بود ، ورثه مالک مقدار اضافی از بدهی خواهند بود.
شافعیه و جمهور حنابله : می گویند که ورثه مالک ترکه مدیون می شوند ، چه بدهی مقابل همه ترکه باشد و آنرا فرا گیرد یا مقابل مقداری از آن باشد، ولی بدهی متعلق به همه ترکه می باشد و ترکه ضامن بدهی است.
امامیه: بین فقهای امامیه در این مورد اختلاف نظر وجود دارد، اکثر آنان معتقدند که ماترک در مورد دینی که تمام ماترک را فرا گرفته باشد یا نگرفته باشد به ورثه منتقل می شود ، به هر حال بدهی مانع از اصل ارث نیست ولی مانع از تصرف در ارث می باشد به مقداری که مقابل بدهی است و این نزدیک رای شافعی است .
نتیجه این اختلاف در مورد افزایشی است که در بین وفات و تقسیم ترکه حاصل شده است و محصول افزایش یافته است بنابر قول شافعی و حنابله و اکثر امامیه این افزایش متعلق به مال ورثه است و بنابه نظر حنفیه این افزایش تابع ماترک است که دیون بر آن تعلق دارد.
موجبات ارث
موجبات ارث عبارتند از: 1-خویشی(نسبی): قرابت و خویشی به علاقه ولادت شرعی بین دو نفر به وجود می آید، یا به رسیدن یکی از آن دو به دیگری مانند پدران و هر چهبالا روند و فرزندان هر چه پایین روند یا به رسیدن آن دو به سومی مانند برادران و عموها و دائی ها 2 :- نکاح به عقد صحیح (سببی) : زوجیت بین مرد و زن جز به عقد صحیح استوار نمی گردد.. در ثبوت توارث بین زوجین اختلافی نیست فقط در توارث بعضی خویشان اختلاف هست که شافعیه و مالکیه آنها را بکلی از میراث نفی کرده واز هر جهت آنها را مانند بیگانه شمرده است. که عبارتند از فرزندان دختر و فرزندان خواهر و دختران برادرو فرزندان برادر مادریو فرزندان عمه از هر جهت و عموی مادری و دائی خاله و دختر عمو و جد مادری و هر کس که وفات کند و وارثی جز یکی از اینها نداشته باشد، ماترک او را به بیت المال می دهند و نزد مالکی و شافعی آنها از ارث محروم و چیزی به آنان نمی دهند زیرا ازصاحبان نصیب و عصبه نیستند. حنفیه و حنابله در صورتیکه اصحاب فروض و عصبه نباشند به انان ارث می دهند.
امامیه بدون این قید قائل به ارث بردن آنها می باشند. 3-ولاء:که عبارت است از ولای عتق و ولای ضمان جریره و ولای امامت.
موانع ارث:
موانع ارث عبارت است از :1-اختلاف در دین 2- قتل 3-رقیت33-333-
همه مذاهب معتقدند که غیر مسلمان از مسلمان ارث نمی برد ، اما در مورد اینکه آیا مسلمان ، از غیر مسلمان ارث میبرد اختلاف نظر وجود دارد .
امامیه : مسلمان از غیر مسلمان ارث می برد.
مذاهب اربعه: مسلمان از غیر مسلمان ارث نمی برد.
همین طور هرگاه یکی از فرزندان متوفی یا خویشان او غیر مسلمان باشد و پس از فوت او و تقسیم ماترک بین ورثه ، مسلمان شود، همه مذاهب می گویند که ارث نمی برد.
اما در مورد اینکه بعد از فوت و قبل از تقسیم ماترک مسلمان شود بین مذاهب اختلاف نظر وجود دارد.
امامیه و حنابله: ارث می برد
شافعیه و مالکیه و حنفیه: ارث نمی برد..
مرتد:
از نظر مذاهب اربعه مرتد از دین اسلام ارث نمی برد، چه ارتداد او فطری باشد و یا ملی .مگر این که قبل از تقسیم ارث برگردد و توبه نماید.
امامیه : اگر مردی مرتد فطری شد ، باید کشته شود و توبه او پذیرفته نمی شود و زن او از هنگام ارتداد ، عده وفات نگه می دارد و ماترک او گرچه کشته نشده باشد تقسیم می گردد.
اما از مرتد ملی می خواهند تا اینکه توبه کند هر گاه توبه کرد ، مانند سایر مسلمانان است ، واگر توبه نکرد باید کشته شود و زوجه او از هنگام ارتداد باید عده طلاق بگیرد و اگر در مدت عده توبه کرد ، زنش به او رجوع می کند وماترک او تقسیم نمی شود تا بمیرد یا کشته شود .
زن مرتد چه ارتداد او فطری باشد ویا ملی کشته نمی شود ، بلکه زندانی می شود و در اوقات نماز او را شلاق می زنند تا توبه نماید ویا بمیرد، وترکه او جز بعد ار فوت وی تقسیم نمی شود .
میراث اهل ملل:
ما لکیه و حنابله می گویند که اهل ملل از همدیگر ارث نمی برند ، بنابراین نظر یهودی از نصرانی یا بر عکس ارث نمی برد و همین طور سایر ادیان از یکدیگر.
امامیه و حنفیه و شافعیه می گویند که اهل ملل از همدیگر ارث می برند ، زیرا همه آنها غیر مسلمان وملّت واحد هستند ، و اما امامیهم در ارث غیر مسلمان مانند خود شرط کرده اند که وارث مسلمان نداشته باشد و اگر وارث مسلمان داشته باشد هر جند دور هم باشد مانع ارز ارث غیر مسلمان است ، هر جند که غیر مسلمان نزدیک هم باشد ، واین شرط نزد مذاهب اربعه معتبر نمی باشد، زیرا آنها می گویند که مسلمان از غیر مسلمان ارث نمی برد.
غلات: مسلمان همگی اتفاق نظر دارند که غلات مشرک ، و از اهل اسلام نیستند و لیکن امامیه به وجه خاصی در امر غلات تا بی نهایت سخت گرفتند ، زیرا بسیاری از اهل سنت ،عقاید فاسد غلات را به زور و دشمنی به آنان نسبت داده اند علمای شیعه در کتب عقاید و فقه به کافر بودن غلات تصریح کرده اند و در باب ارث آنان را از ارث مسلمانان منع کرده اند.
منکر ضروریات:
ما را در سایت مدیریت و مدرسه دنبال میکنید
برچسب: المذاهب, نویسنده: بازدید: 8